مطالب ویلاگ
16 خرداد 90
و کسانى که در راه ما جهاد و کوشش
کنند،
البته ما آنها را به راه هایمان هدایت خواهیم
کرد! (عنكبوت 69)
تبلیغات 16 خرداد 90
و کسانى که در راه ما جهاد و کوشش
کنند،
البته ما آنها را به راه هایمان هدایت خواهیم
کرد! (عنكبوت 69)
23 اردیبهشت 91
23 اردیبهشت 91
22 اردیبهشت 91
14 اردیبهشت 91

12 اردیبهشت 91
10 اردیبهشت 91
8 اردیبهشت 91
8 اردیبهشت 91
6 اردیبهشت 91

2 اردیبهشت 91
30 فروردین 91
زنده باد تساوی!
ما به مردها گفتیم: می خواهیم مثل شما باشیم. مردها گفتند: حالا كه این قدر اصرارمی كنید، قبول!
و ما نفهمیدیم چه شد كه مردها ناگهان این قدر مهربان شدند.
وقتی به خود آمدیم، عین آن ها شده بودیم. كیف چرمی یا سامسونت داشتیم و اوراقی كه باید به اش رسیدگی می كردیم و دسته چك و حساب كتاب هایی كه مهم بودند. با رئیس دعوایمان می شد و اخم و تَخم اش را می آوردیم خانه سر بچه ها خالی می كردیم. ماشین ما هم خراب می شد، قسط وام های ما هم دیر می شد. دیگر با هم مو نمی زدیم. آن ها به وعده شان عمل كرده بودند و به ما خوشبختی های بی پایان یك مرد را بخشیده بودند. همة كارهایمان مثل آن ها شده بود فقط، نه! خدای من!
سلاح نفیس اجدادی كه نسل به نسل به ما رسیده بود، در جیب هایمان نبود. شمشیر دسته طلا؟ تپانچة ماشه نقره ای؟ چاقوی غلاف فلزی؟ نه! ما پنبه ای كه با آن سر مردها را می بریدیم، گم كرده بودیم. همان ارثیه ای كه هر مادری به دخترش می داد و خیالش جمع بود تا این هست، سر مردش سوار است. آن گلولة الیافی لطیفی كه قدیمی ها به اش می گفتند عشق، یك جایی توی راه از دستمان افتاده بود. یا اگر به تئوری توطئه معتقد باشیم، مردها با سیاست درهای باز، نابودش كرده بودند.
حالا ما و مردها روبه روی هم بودیم. در دوئلی ناجوانمردانه. در حالیكه مهارتی كه قبلا" با آن مردهای تنومند را به زانو درمی آوردیم، اكنون در عضله های روحمان دیگر جاری نبود. سال ها بود حسودی شان می شد. چشم نداشتند ببینند فقط ما می توانیم با ذوقی كودكانه به چیزهای كوچك عشق بورزیم. فقط و فقط ما بودیم كه بلد بودیم در معامله ای كه پایاپای نبود، شركت كنیم. می توانستیم بدهیم و نگیریم. ببخشیم و از خودِ بخشیدن كیف كنیم. بی حساب و كتاب دوست بداری.
در هستی، عناصر ریزی بودند كه مردها با چشم مسلح هم نمی دیدند و ما می دیدیم. زَنانِگی فقط مهارت آراستن و فریفتن نبود و آن قدیم ها بعضی از ما این را می دانستیم. مادربزرگ من زیبایی زن بودن را می دانست. وقتی زنی از شوهرش از بی ملاحظگی ها و درشتی های شوهرش شكایت داشت و هق هق گریه می كرد، مادر بزرگ خیلی آرام می گفت: مرد است دیگر، از مرد بودن مثل عیبی حرف می زد كه قابل برطرف شدن نیست.
مادربزرگ می دانست مردها از بخشی از حقایق هستی محروم اند. لمس لطافت در جهان، در انحصار جنس دوم است و ذات جهان لطیف است. مادربزرگ می گفت كار زن ها با خدا آسونه. مردها از راه سخت باید بروند. راه میان بری بود كه زن ها آدرسش را داشتند و یك راست می رفت نزدیك خدا. شاید این آدرس را هم همراه سلاح قدیمی مان گم كردیم. به هر حال، ما الان اینجاییم و داریم از خوشبختی خفه می شویم. رئیس شركت به ما بن فروشگاه سپه داده و ما خیلی احساس شخصیت می كنیم. ده تا نایلون پر از روغن و شامپو و وایتكس و شیشه شور و كنسرو و رب و ماكارونی خریده ایم و داریم به زحمت نایلون ها را می بریم و با بقیة همكارهای شركت كه آن ها هم بن داشته اند و خوشبختی، داریم غیبت رئیس كارگزینی را می كنیم و ادای منشی قسمت بایگانی را درمی آوریم و بلندبلند می خندیم و بارهایمان را می كشیم سمت خانه چقدر مادربزرگ بدبخت بود كه در آن خانه می شست و می پخت. حیف كه زنده نماند ببیند ما به چه آزادی شیرینی دست یافتیم. ما چقدر رشد كردیم. افتخارآمیز است كه ما الان، هم راننده اتوبوس هستیم هم ترشی می اندازیم. مهندس معدن هستیم و مربای انجیرمان هم حرف ندارد. هورا ما هر روز تواناتر می شویم.
وقتی مردها به زحمت بلدند تعادل خودشان را ایستاده توی اتوبوس حفظ كنند، ما با یك دست، دست بچه را می گیریم با دست دیگر خریدها را، گوشی موبایل بین گردن و شانه، كارهای اداره را راست و ریس می كنیم. افتخارآمیز است. دستاورد بزرگی است این كه مثل هم شده ایم. فقط معلوم نیست به چه دلیل گنگی، یكی مان شب توی رختخواب مثل كنده ای چوب راحت می خوابد و آن یكی مدام غلت می زند، چون دست و پاهایش درد می كنند. چون صورت اشك آلودِ بچه ای می آید پیش چشمش. بچه تا ساعت پنج مانده توی مهد كودك... همه رفته اند، سرایدار مجبور شده بعد از رفتن مربی ها او را ببرد پیش بچه های خودش.
نیمة گمشده، شب ها خواب ندارد. می افتد به جان زن. اما مرد راحت است، خودش است. نیمة دیگری ندارد. زن گیج و خسته تا صبح بین كسی كه شده و كسی كه بوده، دست و پا می زن..مادربزرگ سنت زده و عقب افتادة من كجا می توانست شُكوه این پیروزی مدرن را درك كند؟ در حالیكه ما واقعا" به همة حق و حقوقمان رسیده ایم. الهی صدهزار بار شكر!
منبع: دفترچه خاطرات یك بانوی شاغل
29 فروردین 91

22 فروردین 91
17 فروردین 91
برنج رایگان در ازای آموختن زبان انگلیسی!
سایت "برنج رایگان" سایتی رسمی متعلق به سازمان جهانی تغذیه (WFO)، زیر نظر سازمان ملل. به ازای هر پاسخ صحیح شما، هزینه ی خرید 10 دانه برنج در بشقاب یک گرسنه ی آفریقایی فراهم می شود. توجه کنید که این یک بازی برد برد است... شما لغت می آموزید، و نیز گرسنه ای را در آفریقا سیر می کنید. (شرایط قحطی و گرسنگی در شاخ آفریقا و در سومالی به سطح بحرانی رسیده و صدها هزار خانواده ی گرسنه شهر و کاشانه ی خود را ترک کرده، پیاده کیلومترها را طی می کنند، تا خود را به نزدیک ترین کمپ سازمان ملل برسانند. بسیاری از کودکان و مسن تر ها به این کمپا نمی رسند). اخبار مربوط به این اتفاقات و تحولات کنونی را نیز در همین وب سایت می توانید مطالعه کنید.....
در قسمت موضوع (subject) می توانید موضوع، و در قسمت سطوح (levels) می توانید سطح سختی سوالات را تغییر. همچنین زبانهایی مثل اسپانیای و فرانسوی و آلمانی را نیز داراست و همه ی سوالات به صصورت چهارگزینه ای است.
در میان این آفریقانیان، مخصوصا در شاخ آفریقا و کشور سومالی، اکثر جمعیتشان مسلمانند. یا علی!
16 فروردین 91
16 فروردین 91
15 فروردین 91
امان زلحظه غفلت که شاهدم هستی!
چند روز پیش برای خرید شیرینی به یک
قنادی رفتم. پس از انتخاب شیرینی، برای
توزین و پرداخت مبلغ آن به صندوق مراجعه کردم.
آقای صندوقدار مردی حدودا ۵۰ ساله به نظر می رسید. با موهای جوگندمی، ظاهری آراسته،...
القصه…، هنگام توزین شیرینی ها، اتفاقی
افتاد عجیبا غریبا!
اتفاقی که سالهاست شاهدش نبودم. حداقل
در شهر گناهان کبیره (تهران) مدتها بود که چنین چیزی را ندیده بودم.
آقای شیرینی فروش جعبه را روی ترازوی
دیجیتال قرار داد، بعد با استفاده از جدول مقابلش وزن جعبه را از وزن کل کم کرد.
یعنی در واقع وزن خالص شیرینی ها (Net Weight) را به دست آورد.
سپس وزن خالص را در قیمت شیرینی ضرب
کرد و خطاب به من گفت: «۲۸۰۰ تومان قیمت شیرینی به اضافه ۵۰تومان پول جعبه می شود به عبارت ۲۸۵۰ تومان» نمی دانم مطلع هستید یا خیر!
ولی سایر شیرینی فروشیهای شهرمان،
جعبه را هم به قیمت شیرینی به خلق الله می فروشند. و اصلا راستش را اگر بخواهید
بیشترشان معتقدند که بیش از نیمی از سودشان از این راه است.
اما فروشنده مذکور چنین کاری نکرد.
شیرینی را به قیمت شیرینی فروخت و جعبه را به قیمت جعبه. کاری که شاید در ذهن شمای
خواننده عادی باشد ولی در این صنف و در این شهر به غایت نامعمول و نامعقول!
رودربایستی را کنار گذاشتم و از
فروشنده پرسیدم: «چرا این کار را کردید؟!!»
ابتدا لبخند زد و بعد که اصرار مرا
دید، اشاره کرد که گوشم را نزدیک کنم. سرش را جلو آورد و با لحن دلنشینی گفت:
«اعوذبالله من الشیطان الرجیم. ویل للمطففین…» و بعد اضافه کرد:
وای بر کم فروشان! داد از کم فروشی!
امان از کم فروشی!»
پرسیدم: «یعنی هیچ وقت وسوسه نمی
شوید؟!! هیچ وقت هوس نمی کنید این سود بی زحمت را…»
حرفم را قطع می کند: «چرا! خیلی وقتها
هوس می کنم. ولی این را که می بینم…» و اشاره می کند به شیشه میز زیر ترازو.
چشم می دوزم به نوشته زیر شیشه: «امان
ز لحظه غفلت که شاهدم هستی!»
چیزی درونم گر می گیرد. ما کجاییم و
بندگان مخلص خدا کجا! حالم از خودم بهم می خورد.
راستی ما کم فروشی نمی کنیم؟ کم فروشیِ کاری، کم فروشیِ تحصیلی، گاهی حتی کم فروشیِ عاطفی!
کم فروشیِ مذهبی، کم فروشی در عبادت، کم فروشیِ انسانی , ... انشآءالله که شما
خواننده عزیز جزء این گروهها نیستید
امان ز لحظه غفلت که شاهدم هستی!
منبع نامعلوم
14 فروردین 91
سوال و جواب در مورد یک معجزه قرآن
سوال
بنام جهان آفرین
با درود بر راستپذیران ارجمند
در بسیاری ازتفاسیر علمی تازه با آب و تاب
آمده که آیه
ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ وَهِی
دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ ائْتِیا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا
أَتَینَا طَائِعِینَ (فصلت/11)
طبق علوم امروزی معجزه است !!!
اکنون پرسش این است که به چه دلیلی می گویند این
آیه قرآن معجزه است در حالی که نشانی علمی از معجزه بودن در آن نیست؟
جواب
بسم الله الرحمان الرحیم
با سلام به دوستان حقیقت
جو
در مورد آیه مذکور چند
نکته بیان می شود و در نهایت اعجاز علمی آین آیه نتیجه گیری می شود.
1- هنگامى كه
"استوی" با " الى" متعدى شود به معنى" قصد" مى
آید، مانند آیه مورد بحث كه مى فرماید: «ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ»
یعنی :" سپس اراده آفرینش آسمان كرد".
2- "دخان" در لغت به معنی چیزی
است که به دنبال شعله و لهیب آتش بر می خیزد که چیزی شبیه دود است.
3- جمله" هى دخان" یعنی "آسمانها در
آغاز به صورت دود بود" نشان مى دهد كه آغاز آفرینش آسمانها از توده گازهاى
گسترده و عظیمى بوده است.
طبق آخرین تحقیقات علمى
در مورد آغاز آفرینش، آسمانها از گاز تشکیل شده است. مشاهدات دانشمندان فلكى در
مورد سحابیها و جهانهاى دور دست كه در حال تكوین مى باشند این مسئله را از صورت یك
فرضیه خارج مى سازد و ثابت می كند كه پیدایش این عوالم، از توده هاى گاز دود
مانندى صورت گرفته، که در تشخیص عوامل این پیدایش نظرات گوناگونى وجود دارد، و
هریك از دانشمندان آن را به گونه اى تفسیر می كنند. اما ازآنجا که این نظریه ها به
طور قطعی اثبات نشده است درحال حاضر نمی توان هیچ یک ازاین نظریات را به قرآن نسبت
داد. به هر حال، اصل پیدایش جهان از توده هاى گاز و دود مانند، مورد قبول محافل
علمى جهان مى باشدو توافق این آیه با اكتشافات دانشمندان كه چندان از عمر آنها نمى
گذرد نشانه دیگرى از اعجاز علمى قرآن می باشد.
هم اكنون نیز بسیارى از
ستارگان آسمان به صورت توده فشردهاى از گازها و دخان هستند.
موفق باشید
منبع: www.askdin.com
14 فروردین 91