مطالب ویلاگ
16 خرداد 90
و کسانى که در راه ما جهاد و کوشش
کنند،
البته ما آنها را به راه هایمان هدایت خواهیم
کرد! (عنكبوت 69)
16 خرداد 90
و کسانى که در راه ما جهاد و کوشش
کنند،
البته ما آنها را به راه هایمان هدایت خواهیم
کرد! (عنكبوت 69)
29 بهمن 90
27 بهمن 90
مقاله
شماره 140
آخرالزمان واقعی- آخرالزمان حقیقی
بحثی که اخیراْ خیلی داغ
شده توی ایران، طوری که یک نیاز فکری برای اکثریت مخصوصاْ نسل جوان مسئول و حقیقت
جو شده، یحثیه که نزدیک به یک قرن از عمرش در غرب و مخصوصاْ آمریکا میگذره. البته
تو بین نسل خواص و روشنفکر متدین و مسئول ما هم نزدیک به همون یک قرن قدمت داره و
حتی رگه هایی فکری به عمر 1400 ساله ولی فصل و توضیح و بیان مسائل روز مرتبط با
این بحث در یک قرن اخیر بین خواص فکری متدین بوده، مثل شریعتی، مطهری و امام خمینی
و خیلی از بزرگان فکری دیگر که تلاش کردند تا این سه فرد، مطلب را از حالت صرفاْ
فکری به تفکر علمی عاملانه تبدیل کنند. فقط مشکل این کار ضعف ما (هم از
لحاظ جمعیتی که در مقایسه ی فقط با کشور آمریکا، نزدیک به یک دهم و هم از لحاظ
مسائل مالی و...) ولی حقیقت همیشه وجود داره و خواهد داشت و طبیعتاْ با فوت نمیشه
نور (آتش) خورشید، را خاموش کرد. گرچه بتونن به طور کوتاه مدت این رو با هنر
فریبنده و علم غلط انداز و مظاهر وسوسه انگیز و جلوه ها ی
ویژه، این تفکر کاذب را توی ذهن ها جا بندازند.
کاری که تو یک قرن اخیر
(مخصوصاْدو دهه ی پیشین) انجام دادن، ساخت یک آخرالزمان دروغین و تقلبی بوده که بر
اساس تفکرات تحریفی و انحرافی صهیونیستی که از هر توانایی خدادادی برای انجام این
کار استفاده کردن. سوءاستفاده از هنر و علم و غریزه ی انسان ها برای به باور
رساندن این دروغ بزرگ. این آخر الزمان را اسمش رو می ذارم آخر الزمان واقعی،
آخرالزمانی که شاید برای جسم و غریزه و احساسات غریزیت هیجان انگیز باشه، ولی برای
احساس پاک فطری انسانیت، ارضا کننده نیست.
فرق حقیقت و واقعیت نیز
همینه. در واقعیت
هیجان غریزی با آدرنالین، ولی درحقیقت
آرامش و زیبایی معصومانه وجود دارد.
اما آخر الزمان حقیقی (یعنی
چیزی که حقیقتاْهست، نه این که واقعاْ ببینیش)، آخر الزمانیه که تئوریش متعلق به
شیعه است. وقتی میگم "تعلق به شیعه" به این معنی نیست که شیعه این کار (آخرالزمان)
را خواهد کرد، بلکه می گویم تئوری حقیقی آن در دست شیعه است و وظیفه شیعه، اشاعه
و تبین این تئوری است. تئوری از هر نظر کامل، وقتی می گوییم کامل، منظور تئوری
است که متفکران و خواص متدین مسئول و متخصص و حقیقت جو به عنوان یک طرح کلی قبول
دارند، نه تفکرات منحرفی که غربیان و جاهلانِ خودی می سازند.
حال وقت آن رسیده که کاری
که این همه هزینه برای آن در غرب شد برای ساخت آخر الزمان دروغین، حالا مسلمانان
(چه شیعه و چه سنی) به تشریح و تبین آخر الزمان حقیقی و ناجی موعود بپردازند و با
استفاده از هنر و علم و تکنولوژی و علوم انسانی روز (در سایه اسلام ناب و نه
هیجانی) با سرعتی بیشتر از سرعتی که غرب در ساخت آخر الزمان دروغین داشت، حال
شیعیان ناجی موعود در این راه پیش روند.
هر انسان معاند (دشمن) با
آگاهی از راه حق (خدا) را دشمن پنداریم و هر انسان گمراه را یک صالح
بالقوه باور بداریم و حتی مثل پیامبران برای معاندان نیز طلب هدایت کنیم.
کمترین کاری که هر فردِ
نیمه شعبانی می تواند انجام دهد این است که در کنار بسط دانش آخر الزمانیِ مربوط
با آخر الزمانِ حقیقی رو تکثیر کند (با تمام تعریفاتی که از آخر الزمان داشتم). اگر
آشنایی با زبان انگلیسی دارد، به سایت های در این زمینه کمک کند. اگر عالِمِ قابل
اعتمادی که در این زمینه می تونه بهتون کمک کنه رو پیدا کنید و با دوستان در این
زمینه همکاری کنید.
جنگ نرم امروز، جنگ نرم
سیاسی نیست، بلکه جنگ نرم اعتقادی است، سیاست فقط یکی از تَبَعاتِ این اعتقاد است.
به هر حال یادتان نره که از اول هم فریاد زدم، ای انسان (با هر دینی) تو مسئولی!
26 بهمن 90
24 بهمن 90
انتظار یعنی غیبت نکردن.
انتظار یعنی تهمت نزدن.
انتظار یعنی نماز به موقع خواندن.
انتظار یعنی زکات دادن .
انتظار یعنی چشم خود را کنترل کردن.
انتظار یعنی قدم صحیح برداشتن .
انتظار یعنی عمل به قرآن.
انتظار یعنی احترام گذاشتن .
انتظار یعنی با ادب بودن.
انتظار یعنی کنترل سخن داشتن.
انتظار یعنی راستگو بودن.
انتظار یعنی امانت دار بودن.
انتظار یعنی خشم خود را فرو بردن.
انتظار یعنی بخشنده بودن.
انتظار یعنی هر لخظه به یاد خدا بودن.
انتظار یعنی دیگران را کوچک نشماردن.
انتظار یعنی علی وار بودن.
انتظار یعنی دیگران را مسخره نکردن.
انتظار یعنی امر به معروف کردن.
انتظار یعنی نهی از منکر کردن.
انتظار یعنی در راه خدا جهاد کردن.
انتظار یعنی ...
آیا می توانیم خودمان رایک منتظر بنامیم؟
11 بهمن 90
7 دی 90

7 دی 90
5 دی 90
وَالتِّینِ وَالزَّیْتُون
خداوند در سوره "تین"(انجیر) به این میوه
قسم خورده است .>> اما این سوگند، ویژگی ظریف دیگری هم در بر دارد که موجب مسلمان
شدن یک تیم
تحقیقاتی ژاپنی شده است. قصه از اینجا شروع شد که یک گروه پژوهشی ژاپنی، در
بین مواد خوراکی به دنبال منبع پروتئین خاصی بودند که به میزان کم، در مغز
انسان و حیوانات تولید میشود. این پروتئین، کاهش دهنده کلسترول
خون و مسئول تقویت قلب و شجاعت انسان است و بازتولیدش بعد از ۶۰ سالگی تعطیل میشود. ژاپنیها فهمیدند این ماده فقط در انجیر و زیتون
موجود است و برای تأمین آن،
باید انجیر و زیتون را به نسبت یک به هفت مصرف کرد. بعد از ارائه این نتیجه یکی از قرآن پژوهان مصری
نامهای به این تیم تحقیقاتی
مینویسد و اعلام میکند که در کتاب مقدس مسلمانان، خداوند به انجیر و
زیتون در کنار هم قسم خورده. نام انجیر فقط یک بار و نام زیتون> نیز هفت بار در قرآن آمده است.
1-Surah At-tin 95:1
2-Surah Al-Anam 6:99
3-Surah Al-Anam 6:141
4-Surah An-Nahl 16:11
5-Surah An-Nur 24:35
6-Surah Al Muminun 23:20
7-Surah Abasa 80:29
منابع انگلیسی
http://www.rohama.org/en/
5 دی 90
اعتقادت را چند می فروشی؟
مقیم لندن بود، تعریف می کرد که یک
روز سوار تاکسی می شود و کرایه را می پردازد. راننده بقیه پول را که برمی گرداند
20 سنت اضافه تر می دهد!
می گفت: چند دقیقه ای با خودم کلنجار
رفتم که بیست سنت اضافه را برگردانم یا نه؟ آخر سر بر خودم پیروز شدم و بیست سنت
را پس دادم و گفتم آقا این را زیاد دادی ...
گذشت و به مقصد رسیدیم. موقع پیاده شدن راننده سرش را بیرون آورد و گفت آقا از شما
ممنونم . پرسیدم بابت چی؟ گفت می خواستم فردا بیایم مرکز شما مسلمانان و مسلمان
شوم اما هنوز کمی مردد بودم. وقتی دیدم سوار ماشینم شدید خواستم شما را امتحان کنم.
با خودم شرط کردم اگر بیست سنت را پس دادید بیایم . فردا خدمت می رسیم!
تعریف می کرد: تمام وجودم دگرگون شد حالی شبیه غش به من دست داد . من مشغول خودم
بودم در حالی که داشتم تمام اسلام را به بیست سنت می فروختم!!
2 دی 90
پس از کلی تلاش تونستم این کتاب
ارزشمند رو آماده کنم. بخش کار شما می شه مطالعه و اطلاع سازی.
حجم خود کتاب ها زیاده ولی خلاصشون از
نظر بنده، برای همه ی سربازان جنگ نرم، ضروریه. (شما می تونید بشید، فقط نیاز به تلاش برای حق طلبی داره)
این کتاب برای
اولین بار از این وبلاگ پخش می شه. پس تا می تونید برای سایتای مطرح و از هز طریقی می تونید، پخشش کنید تا اونا هم
برا دانلود بزارن.
کتاب
"جریان شناسی فکری و فرهنگی ایران معاصر"
خلاصه ای از دو کتاب
جریان شناسی فکری
ایران معاصر و
جریان شناسی ضد
فرهنگها
عبدالحسین
خسروپناه
عناوین و سر فصل های کتاب کتاب
2 دی 90
اینو برام ایمیل کردن
یک روز بارانی
توی
این روزهای بارانی اخیر منتظر تاکسی موندن واقعا خیلی سخته مخصوصا وقتی راننده ها
هم بی انصافی به خرج داده و از جابجایی مسافر به صورت عادی خودداری کنند. این
اتفاق برای ما رخ داد و راننده خط بی توجه به صف مسافران که منتظر ماشین بودند
کنار خیابون داد میزد : " دربـــــــــــــــــست " . نگاه معنی دار و
اعتراض های گاه و بی گاه مسافران هم راننده رو کلافه کرده بود و هم ما رو، به خاطر
همین من و یک خانم و دو آقای دیگه با همدیگه ماشین رو با کرایه 6000 تومن دربست
گرفتیم که برای هر مسافر نفری 1500 تومن میافتاد درحالی که کرایه خط فقط 550 تومن
بود. به هر ترتیب سوار تاکسی شدیم و راننده شروع کرد از مشکلات ماشین و گیر نیومدن
لاستیک و بنزین آزاد زدن صحبت کردن.
کنار راننده مرد جوانی نشسته بود که انگار از خیس شدن زیر بارون دل خوشی نداشت.
وقتی سخنرانی راننده درباره مشکلات بنیادی مملکت شروع شد خیلی سریع خودش رو وارد
بحث کرد که بهتره ادامه بحث رو به صورت یه گفتگوی دو طرفه دنبال کنیم :
راننده تاکسی : برادر خانمم یه وام 6 میلیون تومنی میخواست بگیره مجبور شد ماشینش
رو بذاره به عنوان وثیقه. بنده خدا الان خورده به مشکل دارند ماشینش رو مصادره
میکنند. یه عده دزد دارند میلیارد میلیارد اختلاس میکنند کسی هم خبردار نمیشه اون
وقت این جوون رو ببین چجوری سر میدوونند !
مسافر : نوش جونش !
راننده : (نگاه متعجب) نوش جون کی ؟
مسافر : نوش جون کسی که 3000 میلیارد تومن خورده
راننده : (با لحن عصبی آمیخته به تمسخر) نکنه اون بابا فامیل شما بوده ؟
مسافر : نه ! فامیل من نبوده اما یکی بوده مثل همین مردم . مثل شما! مگه این یارو
از مریخ اومده اختلاس کرده ؟ یا اون مدیر بانک از اورانوس به ریاست رسیده بوده ؟
راننده : نه آقا جان اونا از ما بهترون اند. من برای یک جفت لاستیک باید 3 روز برم
تعاونی اون وقت اون 3000 میلیارد تومن رو میخوره یه آبم روش !
مسافر : خب آقا جان راضی نیست نخر! لاستیک نخر ...
راننده : (با صدای بلند) چرا نامربوط میگی مرد حسابی؟ مجبورم بخرم ! لاستیک نخرم
پس چجوری با ماشین کار کنم ؟
مسافر : وقتی شما که دستت به هیچ جا بند نیست و یه راننده عادی هستی وقتی میبینی
بارندگی شده و مسافر مجبوره زود برسه به مقصد میای ماشینی که باید تو خط کار کنه
رو دربست میکنی ...
راننده پرید وسط حرف طرف که : آقا راضی نبودی سوار نمیشدی !
مسافر : (با خونسردی) میبینی ؟ من الان دقیقا حال تو رو دارم وقتی داشتی لاستیک
ماشین میخردی. مرد حسابی ف کر کردی ما که الان سوار ماشین تو شدیم و 3 برابر کرایه
رو داریم میدیم راضی هستیم ؟ ما هم مجبوریم سوار شیم ! وقتی تو به عنوان یه شهروند
عادی اینجوری سواستفاده میکنی از مدیر یه بانک که میلیاردها تومن سرمایه زیر دستشه
چه انتظاری داری ؟ اون هم یکی مثل تو در مقیاس بالاتر.
راننده آچمز شده بود و سرش تو فرمون بود ...
مسافر که حالا کاملا دست بالا رو داشت با خونسردی ادامه داد : دزدی دزدیه ...
البته منظورم با شما نیستا ولی خداوکیلی چنددرصد از مردم ما اون کاری که بهشون
سپرده شده رو خوب انجام میدن که انتظار دارند یه مدیر بانک کارش رو خوب انجام بده
؟ منتهی وقتی اونا وجدان کاری ندارند کسی بویی نمیبره اما گندکاری یه مدیر بانک رو
همه میفهمند. برادر من تو خودت رو اصلاح کن تا اون مدیر بانک جرات همچین خلافی رو
نداشته باشه
راننده که گوشاش تو اون هوای سرد از شدت خجالت حسابی سرخ شده بود گفت : چی بگم
والا !
من اولین نفری بودم که تو مسیر باید پیاده میشدم و طبیعتا طبق قرار اجباری با
راننده باید 1500 تومن کرایه میدادم. وقتی خواستم پیاده شم یه اسکناس 2000 تومنی
به راننده دادم. راننده گفت 50 تومنی دارید ؟ با تعجب گفتم بله دارم و دست کردم تو
کیفم و یه سکه 50 تومنی به راننده دادم . راننده هم یک اسکناس 1000 تومنی و یک
اسکناس 500 تومنی بهم برگردوند و گفت : به سلامت !
همونطور که با نگاهم تاکسی رو که تو هوای بارونی مه آلود حرکت میکرد رو دنبال
میکردم چترم رو باز کردم و پولا رو تو کیفم گذاشتم ... آروم شروع کردم به قدم زدن
و با خودم فکر میکردم یعنی من هم باید خودم رو اصلاح کنم ...
1 دی 90
16 آذر 90
16 آذر 90
16 آذر 90
16 آذر 90
11 آذر 90
9 آذر 90
8 آذر 90
6 آذر 90
بسم الله الرحمن الرحیم
بالا بردن سرعت فیلم
برای بالا بردن سرعت فیلم ها و یا صوت ها می
توانید پس از نصب نرم افزار
Kmplayer در پوشه Programs با زدن کلیدهای
Shift , + سرعت پخش را هر بار بیشتر کنید و با
زدن Shift, - هر بار سرعت پخش را کمتر کنید.
به این شکل وقت کمتری از شما گرفته می شود و کمتر کسل می شوید و هم چنین هر بار می توانید سرعت پخش را کمی بیشتر کنید تا سرعت ذهنتان بتدریج بالا رود و این کار از لحاظ روانشناسی تمرکز و خلاقیت شما را نیز افزایش می دهد.
دشمن صبح تا شب داره کار می کنه، چطور ما می تونیم یه روز دست از تلاش
برداریم؟
تمام
آن چیزی که نیروی شر برای پیروزی به آن نیازمند است، این است که نیروی خیر دست رو
دست بگذارد و کاری نکند. ادموند برگ (فیلسوف
ایرلندی)